زابل مرکز سیستان است
و سیستان وابسته به هامون که از رودخانه هیرمند سیراب میشود البته بهتر است بگوییم
سیراب میشد. چون عملاً با احداث چاه نیمه 4 که به دلیل دغدغههای مسئولین برای افزایش و تامین آب شرب منطقه شکل گرفت دیگر نه از هامون خبری است , نه از نیزارهای زیبای اطراف هامون , نه از قایقهایی که هر روز صیادان را برای ماهیگیری به هامون میبرند و نه از نشاط و شادی مردم .
اما با این جال سیستان هنوز بر سر زبانهاست , البته نه به خاطر انبار غله ایران و نه به خاطر پذیرای پرندگان مهاجر و نه به خاطر چشم انداز زیبای هامون بلکه به خاطر طوفانهای شن آن . هامون 450 هزار هکتاری خود اکنون به عنوان بسترگاهی برای برداشت شنهای روان تبدیل شده
که با هر وزش باد روستاها ی منطقه را تهدید میکند. اگر چه بسیاری از
روستاها نیز مخروبه شده و زیر شن
مدفون شده اند.
با این حال تمام سازمانها و دستگاههای اجرایی منابع طبیعی در منطقه بر آنند تا به هر نحو ممکن جلوی این شنهای روان را بگیرند!! احداث باد شکنهای غیرزنده در در یاچه هامون حکایت از این مهم دارد.
اما چه خوب بود به چای احداث ذخیره گاه جدید فکری برای مدیریت آب در منطقه بکنند تا میزان هدر رفت آب به کمترین مقدار خود برسد . در صورتى كه مديريت صحيحى وجود داشته باشد مى توان حتى با حداقل آب ، اقتصاد و حيات را دوباره در سيستان احيا كرد .
امیدوارم که هامون به دوران گذشته خود برگردد . در پستهای بعدی راجع به سیستان بیشتر می نویسم. و تصمیم دارم تصاویر ماهواره ای از گذشته منطقه به همرا وضعیت فعلی را قرار دهم . کمی هم راجع به تفسیر تصاویر ماهواره ای در این منطقه و منشاء یابی به کمک تصویر ماهواره ای بنویسم.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت
1:53 PM توسط عمار رفیعی Ammar Rafiei Emam
|